سال 1391م در دمشق قاضي بود. در سال 1395م اموالش مفقود يا در مصر مصادره شد و او به دربار بايزيد در بروسه پناه برد؛ هنگامي كه بايزيد در سال 1402م شكست يافت، محمد همراه تيمور به سمرقند رفت. پس از مرگ تيمور (1405 م) محمد در شيراز مقيم شد و در بيستويكم محرم 833 ه ق / دسامبر 1429م در آنجا درگذشت.
او آثار منظوم و منثور زيادي نوشت (قريب 28 عنوان) در حديث، علم قرائت و تجويد، شرح حال قاريان، مدرسان و غيره. بر برخي از اين آثار شرحهاي متعدد نوشتهاند.
يكي از منظومههاي او داراي اهميت تاريخي است و آن ذات الشفاء في سيرة النبي و الخلفاست، منظومهاي در بحر رجز كه به درخواست سلطان محمد شيرازي چند روز پس از پيروزي نيكوپول در سال 1396 سروده است. همچنانكه از عنوان شعر برميآيد، دربارهٴ زندگي حضرت رسول [ص] و خلفاي راشدين است، ولي تا زمان ايلديريم بايزيد ادامه يافته است.
محدّثان ممكن است او را تنها جزري بنامند، ولي مورخان علم و حتي مورخان هنر بايد از اين كار پرهيز كنند، چون ممكن است موجب اشتباه او با اسماعيل بن رزار جزري (سيزدهم ـ1) شود، كه موٴلف كتابي در اختراعات مكانيكي است و مينياتورهاي دستگاههاي خودكار آن در بسياري از موزهها ديده ميشود.
3. ايران
حافظ
شمسالدين محمد حافظ شيرازي. بزرگترين شاعر ايران و يكي از بزرگترين شاعران جهان (حدود 1320ـ1389م/ 720ـ792 ه ق).
گرچه حافظ تنها شاعري غنايي است و تعهدي در شعر تعليمي نداشته، بايد از او هم بههمان شيوهٴ ويرژيل، فردوسي و دانته سخن بگوييم. او از بزرگترين شخصيتهاي عصر خويش بود و بر زندگي معنوي ايران، تركيه و ساير كشورهاي اسلامي تأثير عميقي گذاشت.
او در حدود 1320م/ 720 ه ق در شيراز زاده شد. پدرش بهأالدين از اصفهان به شيراز آمده، از راه تجارت ثروتي اندوخته و سپس آن را از دست داده بود. پس از مرگش خانوادهٴ او دچار تنگدستي شد. محمد شاعري پيشرس بود؛ در فقه و عرفان تحصيلات خوبي داشت و با اينكه تنها به زبان فارسي نوشت، الزاماً اطلاعات عميقي در زبان عربي داشت. تخلصش حافظ معمولاً به كسي اطلاق ميشد كه تمام قرآن را از حفظ داشته باشد و بتواند آن را ازبر بخواند. هنگامي كه شهرت يافت، القاب ديگري هم به او دادند، از قبيل لسانالغيب
يا ترجمانالاسرار.
او بيشتر عمرش را در زادگاه خود شيراز گذراند و در سال 1389م / 792 ه ق درآن شهر از دنيا